طراحی وبسایت با ❤ توسط موسسه مهندسی طراحی محنا

گیلان پتانسیل بالایی در رشته های هنری دارد

۱۶/۰۹/۱۳۹۸ ۱۷:۴۰

علی حلوی فارغ التحصیل کارشناسی رشته کارگردانی تلویزیون از دانشکده صدا و سیما است و فعالیت حرفه ای هنری را هم زمان با تکمیل پایان نامه خویش شروع کرده است.

اولین کار وی تله فیلم «روایت آئینه» بود که در آن مجموعه ای از برترین بازیگران گیلانی چون جناب آقایان توشه، نصر، مرحوم امیر بدر طالعی، بهنام قربانی، مهدی مددکار، رضا عباسی و … حضور داشتند و این در حالی بود که هنوز شبکه باران افتتاح نشده بود و جز اولین کارهای استان گیلان بود.

وی در حال حاضر کارگردان صدا و سیمای مرکز گیلان است که در کنار آن تهیه کنندگی، نویسندگی و تدریس هم انجام می دهد.

چرا رشته کارگردانی را انتخاب کردید؟

بنده از دوران کودکی در کانون پرورش کار می کردم و عاشق کارهای هنری بودم، حتی در کوچه ای که ساکن بودیم گروه های نمایش تشکیل داده بودیم و در زیر زمین خانه خودمان تئاتر کار می کردیم و اجرا می گذاشتیم و برای نمایش هایمان بلیط هم می فروختیم. در آن زمان هزینه بلیط هایمان یک ریال بود. همه این عوامل باعث شد که من از کودکی به این هنر روی بیاورم و انواع کلاس هایی را که در آن زمان برگزار می شد شرکت می کردم.

بجز کارگردانی کارهای دیگری هم انجام می دهید؟

۳ سال در دانشگاه علمی و کاربردی، یک دوره در دانشگاه پیام نور، دو سال در هنرستان صدا و سیما و چندین دوره باز آموزی که برای خود صدا و سیما بود تدریس داشتم. شغلم کارگردانی است اما در کنار آن نمایش نامه نویسی، فیلم نامه نویسی، تهیه کنندگی و حتی بازیگری هم انجام داده ام و حتی کار تدوین، نویسندگی سریال و کار تئاتر هم انجام داده ام .

علت تاسیس آموزشگاه چه بود؟

گیلان پتانسیل بسیار بالایی را در رشته های هنری دارد یعنی خانواده ها هنرمندند، اهل هنر و دوستدار هنر بودند.هنگامی که برای اولین کارم که روایت آئینه بود به تعدادی بازیگر فرعی نیازمند بودم اولین تله تئاتری که حدود ۲۰ بازیگر فرعی می خواست و سال ۷۶ دیدم بازیگران هنوز بازی با دوربین، شرایط کار با دوربین را نمی دانند و نواقصی را در بازی دارند و چون خودم سابقه آموزش و کارهای آموزشی را داشتم این امر موجب آن شد که از سال ۷۸ کم کم کلاس های آموزشی خودم را شروع کنم در ابتدای امر در کارگاه هنری سروش بودم سپس در چند آموزشگاه شروع به تدریس کردم اما همیشه به دنبال جایی بودم که بخشی از اهداف خودم را با تجربیات و دیدگاه های خودم را انتقال بدهم و در این راه خیلی از دوستان تشویقم کردند که این اتفاق بیفتد .

تأسیس آموزشگاه باعث ایجاد شبهه که شما دو شغله هستید؛ نشد؟

نه اصلا ، این دو شغله محسوب نمی شود ما در راستای اهداف هنری کار می کنیم و خیلی از هنرمندان و بازیگران پس از همین آموزش ها توانستند به عنوان یک نیروی حرفه ای کار کنند .

عنوان دو شغله به کسی تعلق می گیرد که دو شغل دولتی دارد و در دو موقعیت و جایگاه از دولت حقوق می گیرد اما این شغل من خصوصی است و من به عنوان شغل به آن نگاه نمی کنم زیرا هدفم آموزش و تعلیم نیروی هنری خوب است من حتی بیش از تعهدات خودم برای سازمان صدا و سیما کار می کنم زیرا هر کارمندی باید ساعاتی مشخص را در سازمان بگذراند و بنده در طول تمامی این سالیان ساعاتی بیشتر را در سازمان بودم و می توانید برنامه های مختلف من را در شبکه ببینید من راستای کار آموزشی خودم را در راستای برنامه سازی می دانم در واقع پرورش افرادی که حرفه ای بشوند و در فضای حرفه ای کار کنند شاید خیلی ها نتوانند در مرکز فعالیت کنند اما می توانند در سایر بخش ها چون تئاتر فعالیت کنند .

علت برگزاری جشنواره هفت؟

واژه جشنواره از جشن می آید جشن برای همه جذاب و شیرین است و متاسفانه برای هنرجویان همیشه حالتی است که می گویند «باید حرفه ای شوی تا بتوانی آن طعم و لذت جشن را بچشی»! من سعی کردم با برگزاری این جشنواره که صد در صد هنرجویی است انگیزه را در هنرجویان زیاد کنم و شناخت استعداد های جدیدی داشته باشم همچنین ایجاد اعتماد به نفس در هنرجویان را افزایش دهم و یک جشن با شکوه در همه سطح هنری برگزار کنم و البته باید بگویم این کار سخت است زیرا باید قبل از آن یکسری متن و کار آماده کرد و از سوی دیگر با این که این جشن برای من هزینه دارد و انرژی زیادی را از من می گیرد اما به این شیوه معتقدم زیرا بازخورد خیلی خوبی دارد همین که شور و هیجانی در همه هنرجویان ما به وجود می آید این لذت بخش است در سال های گذشته تعداد جشنواره ها زیاد بود اما چند سالی این تعداد کاهش یافت اما در تمام سالیان من به دنبال یک جشنواره تخصصی هنرجویان بودم که چیزی در استان نبود به همین دلیل خودم این جشنواره را برگزار کردم زیرا هنرجو باید تشویق شود و من در این جشنواره رتبه نمی دهم زیرا هنرجو هنوز در مقامیادگیری است و می خواهد امتحان پس دهد و اگر رتبه بدهیم احتمال دارد فردی که رتبه یک شده است مرتکب غرور شود و دست از تلاش بردارد و دچار جوزدگی فرهنگی شود .

در وبلاگ شخصی خود ذکر کرده اید «دانشگاه ها فضای مناسبی را برای فعالیت های هنری دانشجویی فراهم نمی کنند» از منظر یک استاد این کمبود ها چیست و چگونه باید آن ها را رفع کرد؟

بنده با این که سالیانی را در دانشگاه ها بودم یک فضایی ایجاد شده است که اکثریت دانشجویان به دنبال مدرک گرایی هستند و من این موضوع را لمس کرده ام. این جو و فضای مدرک گرایی در همه جا هست که باید این مسئله رفع شود. دانشجویان هنرمند ما که باید پس از تحصیلات هنر یاد گرفته باشند و هنر با تلاش و کوشش به دست می آید می بینیم دانشجو در اوقات بیکاری نه فیلم کوتاه می سازد، نه نمایش نامه می خواند و هیچ فعالیتی ندارد و وقتی که ما تکلیفی به دانشجو می دهیم می بینیم که دانشجو به درستی آن را انجام نمی دهد و حضور افراد غیر مرتبط با رشته ها در دانشگاه ها یعنی فرد در مقطعی یک رشته می خوانده و در مقطع بالاتر تغییر رشته می دهد من در این ماجراها بودم و می توانم بگویم اصلا آن دانش ملاک نیست و در کنار همه این ها حضور اساتیدی که کار عملی ندارند و فقط یک مدرس هستند ضربه سختی می زند فردی که تجربه و کار عملی و میدانی ندارد چطور می تواند دانش لازم را به دانشجویان انتقال دهد؟ این اساتید معمولا به دانشجویان راحت تر می گیرند و کار کمتری به دانشجو می دهند که دانشجویان ما هم از این نوع تدریس استقبال می کنند.

گاهی از شعبده بازان مدرن دنیای بازیگری یاد کرده اید دیدگاه شما در رابطه با مراسمات آموزشی ۲۴ ساعته چیست؟

این دیدگاه من نیست متاسفانه این عوام گرایی در همه چیز هست من چرا می گویم عوام گرایی زیرا تا آنجایی که تجربه و دانش من می گوید هیچ شخصی یک شبه، دو روزه هنرمند نمی شود مگر در رشته های خاص که شخص یک پیشینه ای دارد اما در رابطه با کار بازیگری و یا کارگردانی که فرد باید فرآیندی را طی کند همانند بذری که در خاک کاشته می شود و این بذر کم کم رشد می کند و تبدیل می شود به یک نهال تنومند خب در این مراسمات چطور می شود تمام این اصول اولیه و اصول حرفه ای را ذکر کرد بسیاری از هنرجویان عزیز ما فقط آن فضای مراسمات را دوست دارند و من بارها و بارها شاهد آن بودم که هنرجویان ما در این مراسمات شرکت می کنند و هنگامی که از آن ها سوال می پرسیم چه چیزی یاد گرفته اید؟ می گویند ما با فلان شخصیت عکس یادگاری گرفتیم … !!! آیا عکس دانش می شود؟

نظر بنده این است که این افراد از احساسات پاک و علایق هنرجویان و افرادی که اطلاعات درستی را ندارند سوء استفاده می کنند و این عزیزان فکر می کنند که با دیدن افراد شاخص هنرمند می شوند اما نمی دانند که چنین اتفاقی هرگز رخ نمی دهد و فقط هزینه می کنند در مسیری که هیچ ارزشی ندارد من همیشه گفته ام هنرمند حداقل باید ۵ سال وقت بگذارد. ما باید صادق باشیم این اولین ویژگی یک هنرمند است همه ما می دانیم با آموزش کوتاه مدت نمی توان هنرمند شد .

کدام برنامه خودتان را بیشتر می پسندید؟

من در حیطه های مختلفی کار کرده ام مانند سریال، تله فیلم، جنگ تفریحی و برنامه های ورزشی اما هنوز گاهی که کارهای خودم را نگاه می کنم می بینم خیلی می توانست بهتر از این باشد. گاهی مخاطبان ما را با شبکه های سراسری مقایسه می کنند که باید بگویم این کار اشتباه است زیرا در کار ما هزینه حرف اول را می زند و شبکه های سراسری قدرتمالی بیشتری نسبت به شبکه های استانی دارند. همه این موارد منجر به این شد که نتوانم کار شاخصی را عنوان کنم .

دوست دارید چه برنامه ای بسازید؟

هدف من از برنامه سازی یک برنامه ای است که با حفظ مخاطب زیاد کیفیت فرهنگی مناسب داشته باشد متاسفانه اینگونه عنوان می شود که قرار است مخاطب داشته باشی باید یک بخشی از برنامه را خیلی عوامانه تر کار کنی اما آرزوی من این است که این اتفاق رخ ندهد و یک برنامه ای بسازم که دارای فرهیختگی باشد و مردم و مخاطب را بتوان در شرایطی که رقبای زیادی داریم جذب کنیم.

ما واقعا نمی توانیم بگوئیم که یک کاری که مردم را پای گیرنده ها بنشاند و تعداد زیادی از مردم را جذب کند چه چیزی است می تواند سریال، طنز، تله فیلم و هر چیز دیگری باشد من به دنبال یک سری ویژگی های خاص هستم که بتواند کار را متفاوت کند و دارای خلاقیت و نوآوری باشد و این پتانسیل را داشته باشد که مخاطب را جذب کند دقیقا نمی توانم بگویم چه کاری در مخاطب تاثیرگذار است برای این که کار ما رابطه مستقیمی با مخاطب دارد و اگر مخاطب با کار ارتباط برقرار کند و ما توانسته باشیم پیام خودمان را ابلاغ کنیم و به مخاطب برسانیم. برخی کارها شاید خوب بوده است ولی مخاطب کمی دارد و برخی دیگر شاید رده پائینی را داشته باشند اما مخاطب بیشتر پسندیده و این ها بستگی به شرایط مخاطب، شرایط اجتماعی، زمان پخش و … دارد و همه این موارد مهم است .

در حال حاضر چه برنامه هایی در دست اجرا دارید؟

در تدارک چند کار نمایش صحنه ای هستم و در کنار آن ها نمایش نامه خوانی در آموزشگاه را دارم و چند کار تئاتر خیابانی را قرار است کار کنم و در کار های تلویزیونی هم یک مجموعه خانگی را می خواهم بررسی کنم .

علت موفقیت شما در خانواده و کار چه کسانی هستند؟

من در کار همیشه هم موفق نبودم و در سن کم شکست هنری را متوجه شدم از آنجا با خودم تصمیم گرفتم از این تشویق هایی که گاهی کاذب است مغرور نشوم و سعی کنم که تلاش کنم. به شخصه به تلاش و پشتکار خیلی اهمیت می دهم و در طول زندگیم همیشه سعی کردم که پشت کار داشته باشم و نمی توانم بگویم که خیلی شاخص و موفق هستم و اگر کاری را تولید می کنم و کار دچار نقص باشد چنانچه هنرجویی به من بگوید آن را می پذیرم و می گویم حق با شماست و از انتقاد ها استفاده می کنم. از شکست نترسیدم، سعی کردم کار زیادی انجام دهم و شده شبی ۲ ساعت بخوابم و شاید مجموعه ای از عوامل مختلف علت موفقیت من بود

توصیه شما به هنرجویان؟

همیشه و همه جا گفته ام خودم را استاد نمی دانم و مربی هنرم، در واقع آموزش می دهم. هنرمند اگر می خواهد موفق شود باید بداند موفقیت به سادگی به دست نمی آید باید تلاش کند. برای تلاش باید آموخت. باید مطالعه کرد. باید بین مردم بود. شیوه های جدید را خلاقانه جست و جو کرد تا کشف کرد و بدون تلاش و پشتکار و ایده های نو نمی توان به موفقیت رسید چیزی که متاسفانه بین هنرجویان رواج پیدا کرده است روش کپسولی است یعنی یک کپسولی به آن ها بدهیم و بگوئیم شما در یک دوره زمانی بازیگر می شوید اما در افراد قدیمی تر اصلا چنین چیزی نیست هنگامی که به دانشگاه می رفتند می دانستند که حالا باید سالیان سال کار کنند تا به موفقیت برسند و بحث جدی تر این است که موفقیت تکرار شود با یک کار نمی شود گفت موفق شدم باید در چندین کار موفق بود حتی موفقیت در یک کار دلیل بر موفقیت در کارهای بعدی نیست. هنرمند باید در همه حال برای کسب موفقیت تلاش کند هنرمندان ما نباید بعد از موفقیت در یک کار مغرور شوند برخی پس از موفقیت در یک کار فکر می کنند تافته . جدا بافته هستند و خیلی بیشتر از دیگران می دانند این تفکری که فقط من برترم! موجب نابودیشان می شود و نه تنها موفق نمی شوند بلکه به سمت سقوط می روند .

نباید هیچ موفقیتی انسان را آن قدر مغرور نکند که از انسان بودن خودش دور شود هنرمند اولین شرطش انسان بودن، مهربانی، با مردم بودن، راستگو بودن و با مخاطبان بودن است و امیدوارم همه این گونه باشند .

دیارباران»: جمله پایانی:

از همه دوستان، هنرمندان و هنرجویان خودم در تمامی سالیانی که به بنده کمک کردند و در کنارم بودند تشکر می کنم .من در اوایل که به گیلان آمده بودم قرار بود ۶ ماهه برگردم و کار پروژه ام را که انجام دادم بروم اما ماندگار شدم در این استان و این چیزی نبود جز مردم خون گرم، هنرمند و هنردوست و دوست داشتنی گیلان که من را جذب خودشان کردند بنده عاشق این مردم، فرهنگ و این فضا شدم و بی ادعا شروع کردم به کار و سعی کردم گامی را برای این استان بردارم.

آخرین دیدگاه ها

هنوز نظری درج نشده است. شما اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه شما

نظر خود را درباره این مطلب بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *